اگر از پسر و دختر های پشت کنکوری بپرسید برای چی...
به امید فردا...
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید

پيوندها
کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان به امید فردا... و آدرس mojesevom.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 1538
تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
ناصر

آرشيو وبلاگ
مهر 1390
شهريور 1390


آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
دو شنبه 21 شهريور 1390برچسب:, :: 20:9 :: نويسنده : ناصر
سلام دوستای عزیز امیدوارم حالتون خوب باش و از این شبای عزیز نهایت استفاده ببرید

این بار میخوام از پسرها و دخترهای دانشجو یا اونایی که میخوان دانشجو بشن یه پست بزارم

امیدوارم ناراحت نشید چون یه شوخی..شایدم یه واقعیت باش نمیدونم...نظر شما چی؟

من که این چیزا به چشم خودم دیدم طرفای ما که زیاد هستش میخواید ادرس بدم بیاید؟؟!!!

 

اگر از پسرهای پشت كنكور بپرسید برای چه می‌خواهند به دانشگاه بروند جواب

حقیقی آنها این خواهد بود: دختربازی .


اگر از دخترها بپرسید: میگویند برای انتخاب شوهر .


حالا تكلیف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را می‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه!

میدونید توی محیط دانشگاه چه خبره؟

نه؟

پس اینو بخونید:

- سری به یكی ازخانه های دانشجویی پسرها میزنیم. سه پسر در گوشه ای

مشغول پاستور بازی هستند و حسابی جر میزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه

یادشان رفته غذا بالای اجاق داره می‌سوزه.


- حال سری به خوابگاه دخترها میزنیم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به

هم گره زده‌اند و از پنجره‌ی اطاق مشغول كشیدن پسری به اطاق خودشان كه

طبقه دوم است هستند. ناگهان صدای آژیر پلیس كه از آن نزدیكی می‌گذرد می‌آید

و دخترها از ترس ملحفه ها را ول می‌كنند. پلیس به طرف او می‌آید و چند روز بعد

به پسرك می‌گوید ما اصلا شما را ندیده بودیم.


- سری به یكی از كافی شاپهای اطراف دانشگاه میزنیم. یك پسر و دختر كنار هم

مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتی پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو

خام میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتی هم از هم جدا

می‌شوند نه كك این میگزه نه اون.


- سر یكی از كلاسهای درس هستیم 4 پسر پشت سر دختری نشسته‌اند و با

تلاش زیاد طوریكه نه دختره و استاد و نه بقیه دانشجویان بفهمند دارند با گچ پشت

مانتوی دختره می نویسند (من خر هستم).


- ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها می‌سوزه و برای آنها

سوپ میاره. پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفی از ظروف خودشان خالی می‌كنند

و برای دخترهای دانشجوی همسایه می‌برند كه بله، اینو ما پختیم. دخترها فكر

می‌كنند كه اینها دیگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را می‌گیرند. غافل از اینكه

پسرها...

 

حقیقت اصلی دانشگاه این شده تو این دوره زمونه !.... نه!



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: